عبدالله مستوفى
83
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بيندازد و بساط كمپانى را درهم پيچد . اگر بين ايران و هندوستان يك دولت نيمهمستقل كوچكترى بوجود آيد و بين اين دولت و دولت ايران نقار و ضديت ايجاد شود ، كمپانى با خيال فارغ باقى هندوستان را بلع مىكند و آنچه تاكنون وارد معده كرده است به آسانى تحليل خواهد برد . افغانستان از هر حيث براى اين مقصود مناسب بود . اگر انگليسها بتوانند بين امراء آنجا تفرقه بيندازند و يكى از آنها را شاخص كنند و از آنها يك دولت نيمهمستقلى بسازند و ضمنا آنها را از دولت ايران برى نمايند و تحت امر خود بياورند به مقصود خود رسيدهاند . در اينوقت افغانستان داراى سه مركز بود يكى قندهار در تحت حكومت كهندل خان ، ديگرى كابل تحت امارت امير دوست محمد خان ، سومى هرات تحت اميرى يار محمد خان . اين آخرى در اين اواخر كارهاى سفيهانه كرد و شاهزاده محمد يوسف كه در مشهد بود به هرات رفت و با رضايت وجوه اهالى و تصويب دولت ايران ، بجاى او مستقر گشت . ولى محمد يوسف هم بعد از استقرار بحكومت كارهاى ناشايستهاى مثل كشتن يار محمد خان و دو خواهر و مادر او مرتكب شد كه مردم از او هم برى شدند . از طرف ديگر كهندل خان امير قندهار دار فانيرا بدرود كرد . امير دوست محمد خان بتحريك انگليسها كه وعدهء امارت كليهء افغانستان را به او داده بودند بعنوان پرسه از بازماندگان او به قندهار رفت و به مجرد ورود با عدهء زيادى كه همراه خود آورده بود دروازهها و جاهاى مهم شهر را تصرف نمود و در قندهار رحل اقامت افكند . بازماندگان كهندل خان شكوه اين تعدى را بايران بردند . ميرزا آقا خان فقط كارى كه كرد يك لقب مظفر الدوله به پسر كهندل خان اعطا كرده و شايد نامهء ملامتآميزى هم به امير دوست محمد خان نوشت ولى امير دوست محمد خان كه از طرف انگليسها تقويت ميشد بندى به اين نامه و لقب حريف و ملامت صدراعظم نسبت به خود نبست سهل است ، با اميران هرات نيز همدست شد و اين قسمت هم مورد تهديد واقع گرديد . فتح هرات دولت ايران دانست كه كار افغانستان به اين آسانى و با اعطاى لقب و نوشتن نامه سروسامان نخواهد گرفت ، شاهزاده حسام السلطنه را والى خراسان كرد . والى جديد سامخان را با هزار و پانصد نفر براى كمك شاهزاده محمد يوسف ، به هرات فرستاد ولى امير دوست محمد خان شاهزاده محمد يوسف و سران افاغنه هرات را با خود همدست كرده بود . هراتىها از ورود سامخان به ارك حكومتى مانع شدند سهل است ، در خارج شهر هم او را تهديد كردند . شاهزاده حسام السلطنه قواى موجود خراسان و نيروهائى كه از مركز رسيده بود برداشت و بعد از يكى دو فقره زدوخوردهاى فاتحانه به پشت هرات رسيد . افغانها بخصوص شاهزاده محمد يوسف و عيسى خان يك چند شاهزاده را بوعدهء گشودن دروازههاى خويش معطل كردند و بر عده و عدهء خود افزودند . حسام السلطنه همين كه از حيلهء آنها باخبر شد قشون خود را كه برحسب قرارداد گشودن قلعه ، از ظاهر هرات عقب كشيده بود مجددا